على دوانى
71
سيد رضى مؤلف نهج البلاغه ( فارسى )
و لو اولاد عباس عموى پيغمبر باشند ، غاصب محسوب مىداشت ، هر چند چارهاى جز مداراى با آنها نبود . بنا بر اين از آنجا كه از نظر يك فرد شيعه و طرفدار حكومت الهى ائمه معصومين ( ع ) دخالت در سياست يعنى ادارهء امور مسلمين جزو وظيفه دينى هر مسلمانى است ، و در حقيقت سياست از ديانت جدا نيست بلكه عين آنست ، مانند پدرانش قسمتى از مناصب سياسى و دولتى را با اعطاى آن از طرف امراى آل بويه و به تصويب خليفهء عباسى به عهده گرفت . اين مناصب نقابت ، و امارت حاج ، و رياست ديوان مظالم بود كه هر كدام را بايد جداگانه مورد بحث قرار دهيم . نقابت نقابت يعنى سرپرستى تمامى مرد و زنى كه به حضرت ابو طالب پدر امير المؤمنين نسبت مىرساندند ، و لذا اين منصب را « نقابت طالبيين » مىخواندند . خلفاى عباسى كه مىديدند علويان در مازندران قيام كردهاند و حكومت آنجا را قبضه نمودهاند و امكان دارد بىاعتنائى به آنها موجب شود سرانجام خلافت عباسى را براندازند ، به فكر افتادند بخشى از مناصب دولتى را در قلمرو بنى عباس به آنها واگذار نمايند . مناصبى كه تناسبى با آنها داشته باشد ، و بزرگان آنها نيز آن را بپذيرند . نخستين و مهمترين اين مناصب كه به علويان تعلق مىگرفت ، منصب مهم « نقابت » بود . ماوردى دانشمند معروف عامه متوفى به سال 450 ه - كه همعصر رضى بوده مىگويد : نقيب مىبايد در ميان كليه علويان عصر پنج كار را انجام دهد . 1 - هر گاه ميان سادات و علويان نزاعى در گرفت ، شخص نقيب كه سرپرست رسمى و رئيس قانونى آنهاست ، بايد فصل خصومت كند ، و حكم او نافذ است . 2 - اموال و دارائى يتيمان سادات و علويان بايد تحت سرپرستى نقيب باشد ، و فقط اوست كه بايد به آن رسيدگى كند . 3 - اجراى حدود و احكام الهى در بارهء سادات كه گناهى مرتكب مىشوند به عهده شخص نقيب است كه از خود آنهاست . 4 - بايد دختران و زنان بىسرپرست آنها را شوهر دهد ، و به كار آنها رسيدگى كند . 5 - مراقبت از ديوانگان آنها كسانى كه نياز به سرپرست دارند ، با اين پنج چيز نقابت عامه حاصل مىگشت ، و نقابت نقيب و صدور فرمان او تحقق مىيافت و نقيب مىبايد دانشمندى